معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
119
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
و در بعضى تفاسير آوردهاند كه هر يك ازين يازده ستاره را هزار فرسنگ عرض « 1 » است همه بنقش و نگار آراسته و بحسن و جمال پيراسته هر بار كه بريق و لمعان اين يازده ستاره بر اين بساط غبرا اندازد ، همه ميوههاى باغستانهاى ، از نقش و نگار ايشان زيب و زينت گيرند ، و ماهرا عرض شش هزار فرسنگ زيور و زينت است و هر بار كه ماه از خرگاه زبرجدى روى بنمايد همه خوبرويان كواكب در نقاب خمول و حجاب افول متوارى گردند . باز آفتاب « 2 » كه پادشاه سرير چهارم است و جمشيد اين هفت طارم « 3 » ، گاه شعاع او بانواع اصطناع « 4 » طبيعى ، ديبا بافد ، تا هواى ربيعى به روى نقش رياحين نگارد و گاه از تشابيك پنجرهها از نور ظهور خويش رسن تابى نمايد تا زراير هباى « 5 » هواى چون لوليان به روى معلق زنان رسنبازى كنند ، هفت هزار فرسنگ بر روى وى همه نقش و نگار است ، و هشت نام كردگار جلّ و علا بر گرد روى وى آرايش عذار و گلفونه « 6 » رخسار است و چون آفتاب در خرگاه زرين طناب نقاب احتجاب از پيش جمال بردارد ، نه ماه را نور ماند و نه كواكب را ظهور پس حكمت در سجود اين كواكب عالى مناقب ، آنكه با وجود كمال حسن و جمال نزد حضرت يوسف بسجود درآمدند ، تا حسن و زيبائى يوسف بر خوبرويان عالم علوى و سفلى ظاهر گردد ، و چنان كه ملائكه دعوى دانائى مىكردند به آدم ، ايشان را مؤدب گردانيد ، كواكب را كه لاف زيبائى مىزدند بيوسف ايشان را تأديب فرمود . خواجه حسن دهلوى فرمايد : به پيش صورت خوب تو ماه را چه بقا * بجنب خاك درت مال و جاه را چه بقا
--> ( 1 ) - د - الف : عرصه است . ( 2 ) - ح : با آفتاب . ( 3 ) - ح : تارم . ( 4 ) - ح : اصطناع طبيعى ، ديبا بافد . ( 5 ) - د : ذر ، ابر . ح : و زائر ( ظ ذراير ) هبايى هوائى چون لولوان بر روى معلق زنان . ( 6 ) - ح : گلگونه رخسار است .